چیست این باران که دلخواه من است!

انگار آسمان هم مدتها بود که منتظر درکنار هم دیدنمان بود! همین که فهمید این حوالی هستی اشک هایش قل خورد و تهران را معطر از بوی نم خاک کرد!! روز آخری بغض سه ماهش ترکید و تا همین الان که صبح روز بعدیست هنوز هم دارد اشک میریزد! شاید از شوق! شاید هم دلش با وجود دنیای به این بزرگی به تنگ آمده!
۴ لایک
اِشکَفت به زبان لری یعنی غار!
آخرین مطالب
دستاتو گرفتم!
دلیبال
اینم از امشبمون :))
:دی
در راستای تپل شدن :)))
دنبال قلبت برو اما مغزتم با خودت ببر!!
کِی آفتاب درمیاد؟!
خیلیم گل منو تو داره :)))
وی اینگونه خود را دلداری میدهد!
سوپرایزطوری!!
آرشیو مطالب
موضوعات
توصیف عکس (۶)
منو سوتی های رانندگیم (۱)
یک تا ده گفتن هاش! (۲)
خوابگاه نویس (۱)
پیوند ها
ماهی طلا
نیکولا
گم جِش
ماری جوانا
نبات
چوپیا
قناری معدن
فی مارستان
پیوندهای روزانه
پاسخ به سوالات وبلاگ نویسان
آخرین وبلاگ های به روز شده
زندگی به سبک بیان!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان