بغضت را قورت بده دختر

محکم بغلم میکند محکم بغلش میکنم، تا آخر ظرفیت شش هایم را پر از عطر بودنش میکنم و نگه میدارم! جدا که میشویم چشم هایش را نگاه نمیکنم! میدانم بغضش را به زحمت قورت میدهد که مثل همیشه یک نفس و پشت سرهم توصیه های مادرانه اش را نمیگوید، زیرلب خداحافظی میکنم و سوار ماشین میشوم! کاسه ی پراز آب پشت سرمان خالی میشود، دل من هم همینطور! آقاجان برمیگردد و برایش دست تکان میدهد اما من هنوز هم از نگاه کردن به چشم هایش فرار میکنم! ترسم که نگاهش کنم و دوتایی اشکهایمان قل بخورد روی صورتمان! دل هردویمان که هیچ هرسه ی مان ریش شود!! از همین حالا دلم برای سر گذاشتن روی دامنش و حس کردن دستهایش لا به لای موهایم تنگ شده!!


#خوابگاه
۱۲ نظر ۴ لایک
اِشکَفت به زبان لری یعنی غار!
آخرین مطالب
دستاتو گرفتم!
دلیبال
اینم از امشبمون :))
:دی
در راستای تپل شدن :)))
دنبال قلبت برو اما مغزتم با خودت ببر!!
کِی آفتاب درمیاد؟!
خیلیم گل منو تو داره :)))
وی اینگونه خود را دلداری میدهد!
سوپرایزطوری!!
آرشیو مطالب
موضوعات
توصیف عکس (۶)
منو سوتی های رانندگیم (۱)
یک تا ده گفتن هاش! (۲)
خوابگاه نویس (۱)
پیوند ها
ماهی طلا
نیکولا
گم جِش
ماری جوانا
نبات
چوپیا
قناری معدن
فی مارستان
پیوندهای روزانه
پاسخ به سوالات وبلاگ نویسان
آخرین وبلاگ های به روز شده
زندگی به سبک بیان!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان